چمان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(چَ) (ص فا.) خرامان، خرامنده.(چَ) (اِ.) پیاله شراب، پیمانه باده.مترادفها و واژههای مرتبطخرامان، خرامنده، نازخرامراهوارپیمانه شراب، چمانهواژه قبلی: چمالهواژه بعدی: چماندن