واژه جو

چمباتمه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چمباتمه . [ چ ُ م َ / م ِ ] (ترکی، اِ) در تداول تهرانیان، به معنی نوعی و شکلی از نشستن است روی دو پا. و بیشتر با فعل زدن و نشستن ترکیب شود. چندک . چمبک . و رجوع به چمباتمه زدن و چمباتمه نشستن شود.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی چمباتمه | واژه جو