چمن آسوده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چمن آسوده . [ چ َ م َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) کنایه از مرغانی که در چمن زمزمه پرداز باشند و این در مقابل مرغان گرفتار است . (از آنندراج ). سرودگوینده در باغ به آزادی و آسودگی، مانند مرغان . (ناظم الاطباء) : بال خون آلوده ای بیرون ز دام آورده ام با چمن آسوده مرغان ذوق پروازم کجاست . دانش (از آنندراج ).