واژه جو

چمیده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چمیده . [ چ َ دَ /دِ ] (ن مف / نف ) از روی ناز و غمزه و خرام و تکبر براه رفته . (برهان ) (آنندراج ). خرامیده بطور بزرگواری و حشمت و زیبایی . (ناظم الاطباء). و رجوع به چم و چمیدن شود. ◄ خم شده را نیز گویند. (برهان ).خم شده و کج گشته . (ناظم الاطباء). و رجوع به چمیدن شود. ◄ (اِ) خسته ٔ انگور. (ناظم الاطباء).

معنی چمیده | واژه جو