واژه جو

چنگ نواختن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چنگ نواختن . [ چ َ ن َ ت َ ] (مص مرکب ) چنگ زدن و نواختن چنگ : رودکی چنگ برگرفت و نواخت باده انداز کو سرود انداخت . رودکی .

معنی چنگ نواختن | واژه جو