چنگساز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چنگساز. [ چ َ ] (نف مرکب ) چنگ زن . چنگ نواز. چنگ سرای : پیشت بپای صد صنم چنگساز باد دشمنت سال و ماه بگرم و گداز باد. منوچهری . پس از سر یکی بزم کردند باز ببازی گری می ده و چنگساز. اسدی . کنیزی بدم چنگساز از چگل فزاینده مهر و رباینده دل . اسدی (گرشاسبنامه ص ٢٩٩).