چه کندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چه کندن . [ چ َه ْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) چاه کندن . کندن چاه . حفر چاه . فروبردن چاه در زمین . ♦ چه کندن برای کسی ؛ کنایه است از پاپوش دوختن برای او. بقصد گرفتارساختن کسی . وسایل آسیب دیدن وی را فراهم کردن : گِردخود چون کرم پیله برمتن بهر خود چه میکنی اندازه کن . مولوی . دو کس چَه کنند از پی خاص و عام یکی خوب سیرت یکی زشت نام . سعدی (بوستان ).