چهارآینه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارآینه . [ چ َ / چ ِ ی ِ ن َ / ن ِ ](اِ مرکب ) چهارآیینه . چارآینه . نوعی جامه ٔ جنگ که سابقاً بهنگام رزم آن را میپوشیدند و آن دارای چهار قطعه آهن صیقلی شده و آینه مانند بود، که در پیش سینه قرار میگرفت (از فرهنگ فارسی معین ). سینه بند. گویا مال سینه تنها بوده است . (یادداشت مؤلف ) : چو بندد چهارآینه در نبرد نماید از آن حسن کردار مرد. میرزا طاهر وحید. رجوع به چارآینه شود.