چهارباغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارباغ . [ چ َ] (اِخ ) دهی است از دهستان ماروسک بخش سرولایت شهرستان نیشابور، ١٢٥ تن سکنه دارد. از قنات آبیاری میشود. محصولش غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
چهارباغ . [ چ َ ] (اِخ ) دهی است از بخش خوانسار شهرستان گلپایگان . ٧٢٠ تن سکنه دارد. از قنات آبیاری میشود محصولش غلات، تنباکو و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
چهارباغ . [ چ َ ] (اِخ ) نام خیابان وسیعی است در شهر اصفهان که از محاذی مغرب عمارت چهل ستون به طرف جنوب ممتد است و از جمله اماکن تاریخی ایران میباشد. رجوع به چارباغ اصفهان شود.