چواک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چواک . [ چ ُ ] (اِ) نانی باشد که آن را بروغن بریان کنند. (جهانگیری ). نانی که آن را بروغن بریان کنند و آن را چُواکک نیز گویند. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ) : عدس و باقلی و سیر و پنیر و زیتون در پیش نان چُواک است و مقیل و ملبار. بسحاق اطعمه (از جهانگیری ).