چوب انداز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چوب انداز. [ اَ ] (نف مرکب ) که چوب اندازد. اندازنده ٔ چوب . ◄ (ق مرکب ) تقویمی بی توجه به نرخ معلوم و متداول . با تخمین . غلطانداز. علی اللهی . چکی . با تخمینی جاهلانه و سرسری گفتن بهای چیزی را بگزاف . تقویم بی فکر و رویه . ♦ بهای چیزی را چوب انداز گفتن ؛ بدون مطابقت واقعی آن، به احتمال گول خوردن مشتری قیمتی بگزاف گفتن .