چوبکی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (ص نسب.) ۱- مهتر پاسبانان، چوبک زن. ۲- نوکر عسس و داروغه.واژه قبلی: چوبکاری کردنواژه بعدی: چوبکین