چوغری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چوغری . [ غ َ ] (ترکی، اِ) ماست که آب آن را گرفته باشند. ماست کیسه ای چغرات . (فرهنگ نعمةاﷲ). ماست و یا چغرلاتی که در کیسه باقی ماند پس از چکیدن آب وی (ناظم الاطباء). چکیده : وآن زر از تو باز خواهد آنکه تا اکنون از او چوغری خوردی همی و طایفی و لیولنگ . غمناک (از فرهنگ اسدی ). ◄ اسب خاکی رنگ برنگ کبک . (ناظم الاطباء).