چولاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چولاه . (اِ) نساج و حائک و جولاه . (ناظم الاطباء). ◄ عنکبوت . (ناظم الاطباء). بمناسبت شباهت در تنیدن تار. تار تنه . تار تنگ . ظاهراً تلفظی یا صورتی از جولاه است . در سایر فرهنگها دیده نشد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چولاه . (اِ) نساج و حائک و جولاه . (ناظم الاطباء). ◄ عنکبوت . (ناظم الاطباء). بمناسبت شباهت در تنیدن تار. تار تنه . تار تنگ . ظاهراً تلفظی یا صورتی از جولاه است . در سایر فرهنگها دیده نشد.