چوله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چوله . [ ل َ / ل ِ ] (از اتباع ) چاله و چوله . از اتباع است . رجوع به هریک از دو کلمه شود.
چوله . [ ل َ ] (اِخ ) نام قومی است از ترک . (غیاث اللغات ).
چوله . [ ل َ / ل ِ ] (اِ) جانوری است که خارهای دو رنگ دارد و چون قصد او کنند خود را جمع کند وحرکت دهد. آن خارها مانند تیر پران شوند و بهرجا رسند فروروند و مجروح کنند و آن را اسغر، اسغرنه و سغرنه و اسکرنه و سکرنه وتشی خوانند. (آنندراج ) (انجمن آرا). در جنوب ایران خارپشت را گویند. (فرهنگ نظام ).خارپشت بزرگ که خارهایش بلند و نوک تیز و دو رنگ است . خارپشت کلان . سیخول . (یادداشت مؤلف ) : گرچه دارد ز اعتراض جهول سینه پر تیر طعنه چون چوله لیک نزدیک من چنان باشد که سگ از دور میکند دوله . نزاری قُهِستانی (از آنندراج ).