چوژه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چوژه . [ ژَ / ژِ ] (اِ)چوزه . (ناظم الاطباء). جوجه . ج، چوژگان : شاها ز توغوری بلباسات بجست ماننده ٔ چوژه از کف خات بجست از اسب پیاده گشت و رخ پنهان کرد پیلان بتو شاه داد و از مات بجست . فردوس مطربه . همچنانک آن مرغ بر آن بیضه خود بنشیند و آن را گرم میدارد و از آن چوژگان بیرون می آرد... لاجرم چوژگان بیرون نمی آیند. (کتاب المعارف ). رجوع به چوزه شود.
چوژه . [ ژَ / ژِ ] (اِ) غوزه ٔ پنبه . رجوع به چوزه شود.