چوکندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چوکندی . [ ک َ ] (اِ) عمارت بالای بام که از چهار طرف دروازه داشته باشد و اصل این کلمه هندی است مرکب از چو بمعنی عدد چهار و کهند بکاف مخلوط الهاء بمعنی حصه و طرف و یای نسبت و معنی ترکیبی آن چیزی باشد که بچهار طرف نسبت داشته باشد وبمعنی مأخوذ مجازی است که شهرت گرفته : سپهر از سرافرازیش در حساب ز چوکندیش سایه بر آفتاب . ظهوری (از آنندراج ). ◄ عماری فیل . مهد پیل . و به این معنی نیزمجاز است . (آنندراج ) : چوکندی شکوهش اگر سایه افکند فیل سپهر شانه بدزدد بزیر بار. سعید اشرف (از آنندراج ).