واژه جو

چویبده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چویبده . [ چ َ دِه ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش قصبه ٔ معمره ٔ شهرستان آبادان .٣٠٠ تن سکنه دارد. از رودخانه ٔ بهمن شیر آبیاری میشود. محصول عمده اش انار و خرما است . ساکنینش از طایفه ٔآل ابوفرهان هستند. چویبده از دو محل مشهور به یک و دو تشکیل شده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).

معنی چویبده | واژه جو