چپلک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چپلک . [ چ ِ ل َ ] (ص ) پلید و مردار و بناشایست آلوده را گویند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کسی که خود را به چیزهایی آلوده دارد و کارهای ناشایسته و چرکین کند. (جهانگیری ). کسی که خود را به اعمال رذیله آلوده کند. (فرهنگ نظام ). چپل . چرکین و نکبتی و ناتمیز : هرکو بجز از تو بجهانداری بنشست بیدادگر است و چپلک، بی خرد و بس . منوچهری (از جهانگیری ).