چپیره شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چپیره شدن . [ چ َ رَ / رِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) حاضر و مهیا شدن . جمع شدن . (شعوری ). چبیره شدن : بفرمودشان تا چپیره شدند هژبر ژیان را پذیره شدند. فردوسی (ازشعوری ). رجوع به چبیره و چپیره شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چپیره شدن . [ چ َ رَ / رِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) حاضر و مهیا شدن . جمع شدن . (شعوری ). چبیره شدن : بفرمودشان تا چپیره شدند هژبر ژیان را پذیره شدند. فردوسی (ازشعوری ). رجوع به چبیره و چپیره شود.