چک کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانوارسی کردن، بررسی کردن، بازرسی کردن، بازبینی کردن، آزمودنمترادفها و واژههای مرتبطبررسی کردن، امتحان کردن، وارسی کردنکنترل کردن، مراقبت کردنواژه قبلی: چک لیستواژه بعدی: چی