چکاده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چکاده . [ چ َ دَ / دِ ] (اِ) بمعنی چکاد است که تارک سر باشد. (برهان ). تارک سر. (جهانگیری ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (رشیدی ). فرق سر. (ناظم الاطباء).چکاد و چکاه و میان سر : نخستین پیش میدان شد پیاده قدم غرقه در آهن تا چکاده . شیخ عطار (از انجمن آرا). و رجوع به چکاد و چکاه شود. ◄ بالای پیشانی . (برهان ). برآمدگی پیشانی . (ناظم الاطباء). و رجوع به چکاد شود. ◄ سر کوه . (برهان ). قله ٔ کوه خصوصاً. (رشیدی ). قله ٔ کوه . (ناظم الاطباء). و رجوع به چکاد شود. ◄ سپر باشد که ترکان قلخان گویند. (برهان ). سپر. (جهانگیری ) (ناظم الاطباء). و رجوع به چکاد شود.