چکاندن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(چَ دَ) (مص م.) ۱- قطره قطره ریختن مایعی. ۲- کشیدن ماشه تفنگ و تیر انداختن.مترادفها و واژههای مرتبطچکانیدن، قطرهقطره ریختنشلیک کردن، ماشه کشیدنواژه قبلی: چکامه سراواژه بعدی: چکاننده