چکاوه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چکاوه . [ چ َ وَ / وِ ] (اِ) چکاوک است که به عربی قبره خوانند. (برهان ). مرادف چکاو و چکاوک . (از جهانگیری ) (از رشیدی ) (از انجمن آرا) (آنندراج ). چکاوک و قبره . (ناظم الاطباء). عُلعُل و عُلَعِل و عَلعال . (منتهی الارب ) : بر فرق سر نرگس تر زرد کلاه بر فرق سر چکاوه یک مشت گیاه . منوچهری . رجوع به چکاو و چکاوک شود.