چگنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چگنی . [ چ ِ گ ِ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای خرم آباد که از سمت خاور به شهرستان خرم آباد، از باختر به بخش طرهان، از شمال به بخش سلسله و دلفان و از سمت جنوب به بخش ویسیان محدود است . اراضی این بخش قسمتی جلگه و قسمتی در دامنه ٔ کوه یا کوهستانی است و آب و هوای معتدل دارد. آبش از رودخانه و چشمه ها. محصولش غلات، حبوبات و صیفی . راهش در تابستان از طریق خرم آباد و کوهدشت اتومبیل رو است . مرکز بخش چگنی در ٣٦ هزارگزی خرم آباد واقع است و از آثار قدیم، بنای دو امامزاده ٔ معروف به باباعباس و حیات الغیب با قلعه ٔ مخروبه و پل مخروبه ٔ مهم کنگان که پایه های آن باقی است در آن محل برجای مانده است . این بخش از سه دهستان : دوره، ناوه کش و سماق تشکیل یافته که جمعاً بیش از ١١ هزاروپانصد تن سکنه دارند. و ساکنین بخش از طایفه های بهرامی، طولانی، شاهیوند، سادات، حیات الغیب و چگنی میباشند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
چگنی . [ چ ِ گ ِ ] (اِخ ) چگینی . نام طایفه ای است از طوایف قشقایی که تعداد ٣٠٠ خانوار است و محل سکونت آنها در حوالی سمیرم میباشد. (از جغرافی سیاسی کیهان ص ٨٢). رجوع به چگینی شود.