چگوک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چگوک . [ چ َ ] (اِ) چکاوک را گویند که بعربی قبره خوانند. (برهان ). چکاوک . (ناظم الاطباء). چکاو. چکاوه . رجوع به چکاو و چکاوک و چکاوه شود.
چگوک . [ چ ُ ] (اِ) بمعنی چغوک است که گنجشک باشد. (برهان ) (از جهانگیری ) (از آنندراج ). گنجشک که چغوک و چغک نیز گویند. (رشیدی ). چغوک . (ناظم الاطباء). چکوک و چگک . عصفور : آنکه شهباز همتش گه صید کرکس چرخ بشکرد چو چگوک . فخری (از فرهنگ رشیدی ). رجوع به چغک و چغوک و چکوک و چگک شود.