چیترتخم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چیترتخم . [ ت َ ] (اِخ ) نام سرداری از طایفه ٔ سارگاتیا در زمان داریوش . وی میگفت که از دودمان هووخشتر است از این رو بر داریوش بشورید و خود را شاه سارگات خواند. داریوش سپاهی از مادیان و پارسیان فراهم آورد و به سرداری تخمسپاد نامی به سرکوبی وی فرستاد، تخمسپاد چیترتخم را شکست داد و وی را به اسیری گرفت و نزد داریوش برد. داریوش بینی و گوشهای او را برید و دو چشمش را برکند سپس وی را به زنجیری بستند و در درگاه نگاه داشتند تا مردمان او را بدیدند پس به امر داریوش اورا در اربل مصلوب کردند. (از تاریخ ایران باستان ج ٢ص ١٥٧٧ و تاریخ کرد ص ٩٦). چیتهرن تخم . چیتران تخم .