چین خوردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
تا خوردن، چین افتادن، چروک شدن، چین برداشتن، شکنجگرفتن، چیندار شدن، پرچین شدن، شکنج یافتن گسلزدایی
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
تا خوردن، چین افتادن، چروک شدن، چین برداشتن، شکنجگرفتن، چیندار شدن، پرچین شدن، شکنج یافتن گسلزدایی