ژاله
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(لِ) [ سنس. ] (اِ.) ۱- شبنم. ۲- تگرگ. ۳- باران.
(~.) (اِ.) چند قطعه چوب و تخته که به خیکهای باد کرده بندند و در آب اندازند و روی آن نشینند و از آب گذر کنند؛ جاله.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(لِ) [ سنس. ] (اِ.) ۱- شبنم. ۲- تگرگ. ۳- باران.
(~.) (اِ.) چند قطعه چوب و تخته که به خیکهای باد کرده بندند و در آب اندازند و روی آن نشینند و از آب گذر کنند؛ جاله.