واژه جو

ژراغن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ژراغن . [ ژَ غ َ ] (اِ) ریگستان . (آنندراج ) : زمینی ژراغن بسختی چو سنگ نه آرامگاه و نه آب و گیا. بهرامی (از فرهنگ شعوری ). این بیت در لغت نامه ٔ اسدی بشاهد لغت زراغن (با زاء یک نقطه ) آمده است به همین معنی . رجوع به زراغن شود.

معنی ژراغن | واژه جو