ژم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ژم . [ ژَ ] (اِ) قابله . (آنندراج ). ماما. ماماچه . ◄ دایه . (آنندراج ). در جای دیگر دیده نشد. ◄ در بعض نسخ شاهنامه، کلمه ٔ زم در ابیات ذیل به تصحیف ژم شده است : ز انبوه پیلان و شیران ژم گذرهای جیحون پر از باد و دم . به اشکش بفرمود [ کیخسرو ] تا سوی ژم برد لشکر و پیل وگنج و درم . فردوسی . رجوع به زم شود.