ژند و استا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ژند و استا. [ ژَ دُ اُ ] (اِخ ) ژند و اُست . اوستا نام کتاب مقدس زرتشتیان و ژند یا زند شرح آن است . رجوع به هریک از این دو کلمه و «ژند و اُست » شود : به فرهنگیان ده مرا از نخست چو آموختم ژند و استا درست . فردوسی . بجائی که دانست آتشکده است دگر ژند و استا و جشن سده است . فردوسی . بیاراید این آتش زردهشت بگیرد همی ژند و استا به مشت . فردوسی . یکی کودکی مهتر اندر برش پژوهنده ٔ ژند و استا سرش . فردوسی . اگر نیستی اندر استا و ژند فرستاده را زینهار از گزند. فردوسی . بیامد بیاورد [ تباک ] استا و ژند چنین گفت کز کردگار بلند بریده ست بی مایه جان تباک اگر دل ندارد سوی شاه پاک . فردوسی .