واژه جو

ژیمنس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ژیمنس . [ م ِ ن ِ ] (اِخ ) نام کاردینال و سیاستمدار اسپانیولی اسقف شهر تُلِد (طلیطله ). مولد ترلاگونا (١٤٣٦ - ١٥١٧ م .). وی با آنکه سیاستمداری عظیم بود بزرگترین مفتش عقاید و از قاضیان خونخوار محکمه ٔ محنت عقاید مذهبی اسپانیا بشمار میرفت .

معنی ژیمنس | واژه جو