واژه جو

ژیگولت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ژیگولت . [ گ ُ ل ِ ] (فرانسوی، ص، اِ) تأنیث ژیگولو. زن ِ خودآراکه پیوسته در لهو و لعب و مجالس رقص وقت بگذراند.

معنی ژیگولت | واژه جو