کابت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کابت . [ ب ِ ](ع ص ) نعت فاعلی از کبت . هلاک سازنده . به روی دراندازنده . بر زمین افکننده . بر روی افکننده : اباحسن لاتبعدّن و کلنا لهلکک مفجوع له الحزن کابت . فلم یتفقدنی من العلم واحد هراق اناءالعلم بعدک کابت . ابواحمد یحیی بن علی منجم (در رثاء ثابت بن قره ). برای سایر ابیات این رثاء رجوع به ثابت بن قره شود.
کابت . [ ب َ ] (اِخ ) کابة. موضعی است به بلاد تمیم یا آبی . (منتهی الارب ).