کابل خدای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کابل خدای . [ ب ُ خ ُ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) پادشاه کابل : برون رفت مهراب کابل خدای سوی خیمه ٔ زال زابل خدای . فردوسی . به یک دست مهراب کابل خدای بیکدست گستهم جنگی بپای . فردوسی . چهارم چو مهراب کابل خدای که سالار شاهست با فر و رای . فردوسی . همی رفت مهراب کابل خدای سوی خیمه ٔ زال زابل خدای . فردوسی . بدستوری بازگشتن بجای شدن شادمان پیش کابل خدای . فردوسی .