کابول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کابول . (ع اِ) رسن دام . (منتهی الارب ). دام . رسن شکارگیر. رسن شکارکن .
کابول .(اِخ ) کابل . پایتخت افغانستان . رجوع به کابل شود.
کابول . (اِخ ) دهی است میان طبریه و عکا. (منتهی الارب ). موضعی است در اشیر. (صحیفه ٔ یوشع ١٩:٢٧) و همان کابول حالیه است که بمسافت ده میل به طرف جنوب شرقی عکا واقع است . (قاموس کتاب مقدس ). ◄ اسم مقاطعه ای است که سلیمان بحیرام داد. (سفر اول پادشاهان ٩:١٠ - ١٣) که دارای بیست شهر بود و آن در جلیل در شرق عکا واقع است و این لفظ در اصل عبرانی دارای معنی مخصوصی نمیباشد. (قاموس کتاب مقدس ).