کابیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کابیدن . [ دَ ] (مص ) کاویدن . کندن . ◄ خراشیدن . ◄ شکافتن . (برهان ). ◄ کابیدن با، مکابره : خدائی که کوه سهند آفرید ترا داد بینی چو کوه سراب نئی کوهکن چند کابانیش نگهدار ادب با بزرگان مکاب . کمال خجندی (از آنندراج و انجمن آرای ناصری ).