کابین کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ دَ) (مص م.) عقد کردن، به نکاح درآوردن.واژه قبلی: کابین بستنواژه بعدی: کابینت