کاتبین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاتبین . [ ت ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ کاتب در حالت نصبی و جری . نویسندگان . - کرام الکاتبین ؛ فرشتگان نویسنده ٔ کارهای خوب و بد : تو پنداری که بدگو رفت و جان برد حسابش با کرام الکاتبین است . حافظ.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاتبین . [ ت ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ کاتب در حالت نصبی و جری . نویسندگان . - کرام الکاتبین ؛ فرشتگان نویسنده ٔ کارهای خوب و بد : تو پنداری که بدگو رفت و جان برد حسابش با کرام الکاتبین است . حافظ.