کاتب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تِ) [ ع. ] (اِفا.) نویسنده.مترادفها و واژههای مرتبطثبات، دبیر، صاحبقلم، قلمزن، کاغذنویس، مترسل، محرر، منشی، نامهنویس، نگارنده، نویسنده، وراقواژه قبلی: کاتالیزورواژه بعدی: کاتد