کاج خورده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاج خورده . [ خوَرْ / خُرْ دَ ] (ن مف مرکب ) کنایه از دو چیز است : اول کنایه از سیلی خورده، دویم کنایه از پشت داده، چنانکه انوری گفته : نه چرخ و چرخ ازو کاج خورده در جنبش نه کوه و کوه ازو کوس خورده بر بالا. (انجمن آرای ناصری ).