کاخر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ) (اِ.)۱ - پژمرده و پریشان. ۲- ناخوشی یرقان.واژه قبلی: کاخ نشینواژه بعدی: کاخه