واژه جو

کار به جان رسیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کار به جان رسیدن .[ ب ِ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) قریب بهلاک رسیدن . (غیاث ) (آنندراج ). کار بجان آمدن . ◄ کار به جان و کارد به استخوان رسیدن ؛ به جان آمدن . بی حوصله شدن . مشرف به موت شدن . ناتوان و بیچاره شدن در کار.

معنی کار به جان رسیدن | واژه جو