کار زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ دَ) (مص م.) استعمال کردن، به کار بردن، استفاده کردن.واژه قبلی: کار راه انداختنواژه بعدی: کار ساختن