کار غیرممکن کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ طیفی واژهدانفرهنگ طیفی واژهدانبیهوده زحمت کشیدن، وقت تلف کردن، آب درهاون کوبیدنواژه قبلی: کار سختواژه بعدی: کار گذاشتن