کار نیکو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کار نیکو. [ رِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عرف . (ترجمان القرآن ). کار نیکو و گزیده کردن، تعاطی . (منتهی الارب ). کار نیکو کردن، صنعت . - امثال : کار نیکو کردن از پر کردن است . (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کار نیکو. [ رِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عرف . (ترجمان القرآن ). کار نیکو و گزیده کردن، تعاطی . (منتهی الارب ). کار نیکو کردن، صنعت . - امثال : کار نیکو کردن از پر کردن است . (از آنندراج ).