کارآمد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) (ص مف.) شایسته، کاردان.مترادفها و واژههای مرتبطباتدبیر، حاذق، خبره، فعال، کارآ، کارآزموده، کارآمد، کاردان، کارکشته، کاری، ماهر ≠ بیتدبیر، بیفکرواژه قبلی: کارآزمودهواژه بعدی: کارآمدن