کارآگاه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص مر.) ۱- مخبر، جاسوس. ۲- پلیسی که لباس شخصی به تن میکند.مترادفها و واژههای مرتبطبازرس، جاسوس، مفتش، منهیباخبر، مطلعواژه قبلی: کارآموزیواژه بعدی: کارا بودن