کارافتاده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اُ دِ) (ص.) ۱- با تجربه، آزموده. ۲- در مشکل افتاده، گرفتار.واژه قبلی: کارافتادنواژه بعدی: کارامل